گاوبند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (ص فا.) صاحبِ گاوی که میتواند با پرداخت سهمی در قسمتی از ملک دیگری زراعت کند.واژه قبلی: گاوبازیواژه بعدی: گاوبندی کردن