گاوخانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوخانه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان مشک آباد بخش فرمهین شهرستان اراک، واقع در ٣٩ هزارگزی جنوب فرمهین و ١٨ هزارگزی اراک . دشت، سردسیر، دارای ٨١٦ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، چغندرقند، صیفی، قالی بافی . شغل اهالی زراعت است . اتومبیل از اراک میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
گاوخانه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان، واقع در ٤٥٠٠٠گزی جنوب خاوری همدان و ١٥٠٠٠٠گزی خاور راه شوسه ٔ همدان به ملایر. کوهستانی، سردسیر، دارای ٦٠٠ تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات . محصول آنجا غلات، حبوبات، لبنیات، صیفی، انگور. شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه اتومبیل رو دارد. دبستان و چند باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).