گاورسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ رْ س) (ص.)<BR>۱- هرچیز خرد و ریز مانند گاورس.<BR>۲- ریزه کاری در زرگری به ویژه در انگشتر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ رْ س) (ص.) ۱- هرچیز خرد و ریز مانند گاورس. ۲- ریزه کاری در زرگری به ویژه در انگشتر.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
گاورسه . [ وَ س َ / س ِ ] (اِ) جمانه، و آن حبه ای است که از سیم کنند چند ارزنی . گاورس . گاورسه سیمین و زرین و ارزیز. بژه های خرد بود. و بسیاری و اندکی و صلبی و نرمی آن به اندازه ٔ ماده بود وبحسب آن و در جمله ٔ میل به صلبی دارد. علاج آن بعلاج نَمَله نزدیک است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) : گاورسه چو کردمی ندانی بایدت سپرد زر به زرگر. ناصرخسرو. رجوع به جاورسیه و کهله شود.