واژه جو

گاورنگ

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(رَ) (ص مر.) آنچه به هیئت گاو است. گرز (گرزه) گاورنگ: گرز فریدون که سر آن به شکل سر گاو بود.

معنی گاورنگ | واژه جو