گاوسنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
گاوسنگ . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از کوهها و ییلاقات شاه کوه و ساور مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو. بخش انگلیسی ص ١٢٦).
گاوسنگ . [ س َ ] (اِ مرکب ) سنگی باشد که آن را گاوزهره گویند عربی آن حجرةالبقر است . (برهان ) (آنندراج ). اندرزا. رجوع به گاوزهره شود. ◄ چوبی که گاو را بدان رانند، به این معنی با شین نقطه دار هم آمده است . (برهان ). گاوشنگ . غاوشنک . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به گاوشنگ شود.