واژه جو

گاوهو کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گاوهو کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) راندن و بانگ زدن بر گاو هنگام شیار : کشاورز و گاو آهن و گاو کو کجا در چنین ده کند گاو هو. نظامی (اقبال نامه چ وحید ص ١٩٧).

معنی گاوهو کردن | واژه جو