واژه جو

گبینو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گبینو. [ گ ُ ن ُ ] (اِخ ) کنت ژوزف آرتو دُ. (١٨١٦ - ١٨٨٢ م .). سیاستمدار و نویسنده فرانسوی که در شهر ویل داوری متولد شده و از شرق شناسان معروف است . او را آثار مهمی است از جمله : ١- مذاهب و فلسفه های آسیایی وسطی . ٢- بحث در باب عدم تساوی نژادها . ٣- تاریخ پارسیان، و رمانهای ابتکاری دارد. وی مدتی در ایران میزیسته است .

معنی گبینو | واژه جو