گدارلندر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گدارلندر. [ گ ُ ل َ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان تل بزان بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز، در ١٣هزارگزی شمال خاوری مسجدسلیمان، کنار راه شوسه ٔ مسجدسلیمان . کوهستانی، گرمسیر مالاریائی و سکنه ٔ آن ٥٠٠ تن می باشد. آب آن از کارون بوسیله ٔ تلمبه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل مردم آن کارگری شرکت نفت، زراعت و گله داری است . پاسگاه ژاندارمری دارد. ساکنین از طایفه ٔ هفت لنگ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گدارلندر. [ گ ُ ل َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرغا از بخش ایذه ٔ شهرستان اهواز، در ٧٢هزارگزی باختری ایذه . کوهستانی معتدل و سکنه ٔ آن ١٥٠ تن می باشد. زبان اهالی فارسی بختیاری است . آب آن از چشمه . محصول آن غلات . شغل مردم زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).