واژه جو

گدازیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گدازیدن . [گ ُ دَ ] (مص ) گداختن . ذوب شدن . آب شدن : ز هیبت کوه چون گل می گدازید ز برف ارزیز بر دل می گدازید. نظامی .

معنی گدازیدن | واژه جو