گذر آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گذر آوردن . [ گ ُ ذَ وَ دَ] (مص مرکب ) گذشتن . رد شدن . عبور کردن : یا فلک آنجا گذر آورده بود سبزه به بیجاده گرو کرده بود. نظامی . رجوع به گذشتن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گذر آوردن . [ گ ُ ذَ وَ دَ] (مص مرکب ) گذشتن . رد شدن . عبور کردن : یا فلک آنجا گذر آورده بود سبزه به بیجاده گرو کرده بود. نظامی . رجوع به گذشتن شود.