گران آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. مَ دَ) (مص ل.) ناگوار افتادن، ناگوار آمدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. مَ دَ) (مص ل.) ناگوار افتادن، ناگوار آمدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران آمدن . [ گ ِ م َ دَ ] (مص مرکب ) ناگوار افتادن . ناگوار آمدن . دشوار افتادن . ◄ گران آمدن گفتاری به کسی . برخوردن به او : مهر فیروز گفت که اگر بر تو گران نیاید مرابدان مقام شما توانی برد. (تاریخ طبرستان ص ٦٨). یکی عیب است اگر ناید گرانت که بویی در نمک دارد دهانت . نظامی . که ملوک آن طرف قدر چنان بزرگوار ندانستند و بی عزتی کردند و بر ما گران آمد. (گلستان سعدی ). مرا که پرورده ٔ نعمت این خاندانم این سخن گران آمد. (گلستان سعدی ).