گران جان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص مر.) ۱- سخت جان. ۲- پست، دون.مترادفها و واژههای مرتبطپوستکلفت، حمول، سختجانبخیل، پست، لئیمپیر، سالخورده، کهنسال ≠ سبکروحواژه قبلی: گران آمدنواژه بعدی: گران روح