واژه جو

گران خیز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گران خیز. [ گ ِ ] (نف مرکب ) به معنی گران پای . (آنندراج ). دیربلندشونده و سخت از جای برخیزنده : اگرچه شیرپیکر بود پرویز ملک بود و ملک باشد گران خیز. نظامی . از گران خیزان خواب صبح فصل گل مباش میرسد خوابی که بیداری فراموشت شود. رضی دانش (از آنندراج ).

معنی گران خیز | واژه جو