گرانبار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ) (ص مر.) ۱- کسی که بار سنگینی بر دوش دارد. ۲- درخت پُر میوه.مترادفها و واژههای مرتبطپربار، ثقیل، سنگیندلتنگ، غصهدار، غمگین، غمین، محزونواژه قبلی: گران پایهواژه بعدی: گرانبها