گرانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرانیدن . [ گ ِ دَ ] (مص ) سنگین شدن و وزین شدن و ثقیل گشتن . (ناظم الاطباء) (شعوری ). ◄ سنجیدن و به گمان و حدس بیان کردن وزن چیزی را با دست . ◄ گران کردن . افزودن بر قیمت چیزی . ◄ عزیز داشتن و رفیع وعالی پنداشتن چیزی و ستودن آن . (از ناظم الاطباء).
گرانیدن . [ گ ُ دَ ] (مص ) وادار کردن کسی را در گرفتن یا نگاه داشتن چیزی . (ناظم الاطباء)