گران
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
سنگی (~. سَ) (حامص.) سنگینی، وقار.
شدن (~. شُ دَ) (مص ل.) ۱- سنگین شدن، وزین شدن. ۲- بالا رفتن نرخ.
(گِ) [ په. ] (ص.) ۱- سنگین، ثقیل. ۲- پربها. ۳- بسیار، بی شمار. ۴- سنگینی، سنگینی غم. ۵- ناگوار، ناپسند. ۶- طاقت فرسا، مشکل. ۷- عظیم، بزرگ. ۸- مؤثر، کاری.