گرا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ رّ) (اِ.) ۱- حجام، سرتراش، دلاک. ۲- بنده، غلام.واژه قبلی: گر گرفتنواژه بعدی: گراته