گربز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ بُ) (ص.) زیرک، حیله گر.مترادفها و واژههای مرتبطبیشرم، بیحیا، پاردمساییدهحیلهگر، محیل، مکارباذکاوت، دانا، زیرک، هوشیارواژه قبلی: گرباکواژه بعدی: گربه