گربه در انبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گربه در انبان . [ گ ُ ب َ / ب ِ دَ اَم ْ ] (اِ مرکب ) مکر. حیله : با این همه نگشتی هرگز فریفته چون دیگران به گربه در انبان روزگار. انوری . کنون بدانند آن چند موشخوار یقین که کار نصرت تو نیست گربه در انبان . رضی الدین نیشابوری .