گرد بر خاطر دیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرد بر خاطر دیدن . [ گ َ ب َ طِ دی دَ ] (مص مرکب ) گرد بر خاطر نشستن . غمگین شدن . اندوهناک شدن : دوم چون مرکبت را پی بریدند وز آن بر خاطرت گردی ندیدند. نظامی (خسرو و شیرین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرد بر خاطر دیدن . [ گ َ ب َ طِ دی دَ ] (مص مرکب ) گرد بر خاطر نشستن . غمگین شدن . اندوهناک شدن : دوم چون مرکبت را پی بریدند وز آن بر خاطرت گردی ندیدند. نظامی (خسرو و شیرین ).