گرد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گِ. کَ دَ) (مص م.)<BR>۱- جمع کردن، فراهم آوردن.<BR>۲- سر راست کردن، روُند کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گِ. کَ دَ) (مص م.) ۱- جمع کردن، فراهم آوردن. ۲- سر راست کردن، روُند کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرد کردن . [ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غبار انگیختن . ◄ کار برجسته و جالب نظری کردن . کاری بانام و بزرگوار انجام دادن : آنچنان علم خود چه گرد کند که نه زر بر دل تو سرد کند. اوحدی . عاشق بی طلب چه گرد کند مرد باید که کار مرد کند. اوحدی . در فیش دیگر بخط مؤلف این شعر به سنایی نسبت داده شده است . ◄ بلند رفتن تیر است . (آنندراج ) (غیاث ) : چنین که سرکشی از شست من برون رفته به حیرتم که چه سان گرد میکند تیرم . صائب (ازآنندراج ).
گرد کردن . [ گ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جمع کردن . (آنندراج ). فراهم آوردن . عَش . غَلث . (منتهی الارب ). تدویر. (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). ابسال . (ترجمان القرآن ). وسق . لم . تحصیل . تجمیع. جبایة. جمع. حشر. الفغدن : کنون گر کند مغزم اندیشه گرد بگویم جهان جستن یزدگرد. فردوسی . گشادند از آن پس درگنج باز کجا گرد کرد او به روز دراز. فردوسی . سران سپه را همه گرد کرد بسی درد و تیمار لشکر بخورد. فردوسی . شتاب شاهان باشد به گرد کردن زر شتاب میر به خشنود کردن زوار. فرخی . پس بفرمود شاه تا همه را گرد کردند پیش او یکسر. فرخی . مالی یافت صامت و ناطق و کاغذها و دویت خانه ٔ سلطانی گرد کردند. (تاریخ بیهقی ). بگفت این و لشکر همه گرد کرد بزد کوس و برخاست صف نبرد. اسدی (گرشاسب نامه ). داد گسترده شود گرد کند دامن جور باز شیطان به زمین آید باز از پرواز. ناصرخسرو. خرمنی گرد کرد و پاک بسوخت هرکه پرهیز و علم و زهد فروخت . سعدی (گلستان ). مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال . (گلستان ). جهان گرد کردم نخوردم برش . سعدی . زر را به رای صرف کند سکه دار پهن لعنت بر آن کسی که ورا گرد میکند. ؟ ◄ فرازآوردن . ◄ مدور کردن . گرد کردن . گلوله کردن . ◄ فربه کردن . فربه کردن بدانسان که به تدویر گراید : گرد کردند سرین محکم کردند رقاب رویها یکسره کردند به زنگار خضاب . منوچهری . - عنان گرد کردن ؛ اسب را آماده ٔ حرکت کردن : همه جنگ را گرد کردن عنان ز بالا به دشمن نمودن سنان . فردوسی . همه نیزه داران زدوده سنان همه جنگ را گرد کرده عنان . فردوسی .
گرد کردن . [ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) از جمله کارهای داروسازی یکی گرد کردن است و آن عبارت از تقسیم جامد به قسمت های کوچک است . قبل از گرد کردن اجسام را خوب و بد کرده خشک میکنند و سپس آنها را با قیچی و یا کارد و یا ماشین های مخصوص به قطعات کوچکی درمی آورند و با یکی از روشهای زیر آنها را گرد میکنند: الف - کوبیدن . ب - سائیدن . پ - آسیا کردن . ت - مالش روی الک . ث - پرفیریزاسیون ج - لویگاسیون چ - گردکردن به کمک واسط . رجوع به کارآموزی داروسازی تألیف جنیدی صص ٣٩ - ٤٢ شود.