گردآمده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردآمده . [ گ ِ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) جمعشده . فراهم شده : چو پردخته شد زآن دگر ساز کرد در گنج گردآمده باز کرد. فردوسی . رجوع به گرد آمدن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردآمده . [ گ ِ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) جمعشده . فراهم شده : چو پردخته شد زآن دگر ساز کرد در گنج گردآمده باز کرد. فردوسی . رجوع به گرد آمدن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی