گردآوریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردآوریدن . [ گ ِ وَ دَ ] (مص مرکب ) گرد آوردن . جمع کردن . جمله کردن . فراهم آوردن . گرد کردن : سپاهی که نوروز گرد آورید همه نیست کردش ز ناگه شجام . دقیقی . سپاهی ازآن پس به گرد آورید بگردید و یکسر جهان را بدید. فردوسی . به کار آمد آنها که برداشتند نه گرد آوریدند و بگذاشتند. سعدی (بوستان ). رجوع به گردآوردن شود.