واژه جو

گردآوری

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تجمع، جمع‌آوری، کلکسیون، آمیزش، ترکیب پهلوی هم گذاردن، پیش هم گذاشتن، مونتاژ، مجاورت اتحاد تشکیل، دربر گرفتن، تألیف، نگارش برداشت، جمع‌آوری خرمن، کشاورزی بسیج، جنگ افزایش سرمایه، ایجاد درآمد، اکتساب اجتماع، گردهم‌آیی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گردآوری | واژه جو