گردانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردانه . [ گ ِ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در ٧١هزارگزی جنوب باختری مهاباد و ٢٣هزاروپانصدگزی باختر راه شوسه ٔ مهاباد به سردشت . هوای آن کوهستانی و سردسیر و دارای ٢٦٠ تن جمعیت است . آب آن از رودخانه ٔ بادین آباد تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون و حبوبات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گردانه . [ گ َ ن َ / ن ِ ] (اِ) حلقه ٔ آهنی است که بدان چیزها آویزند. ◄ گِردانه، نوعی گردون خردی است که طفلان رفتار از آن آموزند. (آنندراج ).