گرداگرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ گَ) (ص مر.) همیشه گردنده.(گِ گِ) (اِ مر.) اطراف، پیرامون.مترادفها و واژههای مرتبطاطراف، پیرامون، حوالی، حولوحوش، دورتادورواژه قبلی: گردانندهواژه بعدی: گردباد