گردمشت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ مُ) (ص مر.) ۱- مُشت، پنجه جمع شده. ۲- قبضه، قبضه کمان.واژه قبلی: گردماهواژه بعدی: گردن