گردن افراز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردن افراز. [ گ َ دَ اَ ] (نف مرکب ) متکبر. خودپسند : بازی کن و چابک و طرب ساز مالیده سرین و گردن افراز. نظامی . ◄ گردنکش : در این سودا که با شمشیر تیز است صلاح گردن افرازان گریز است . نظامی . ◄ سربلند. نیرومند. قوی : شبان آنچنان گردن افراز گشت که آن پادشاهی بدو بازگشت . نظامی .