گردن باریک داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردن باریک داشتن .[ گ َ دَ ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از کمال اطاعت . و با لفظ داشتن در مقام عدم اعتذار و اکراه مستعمل است . (آنندراج ) : بکش گو تیغ برگیر و رگ گردن تماشا کن ز مو باریکتر در زیر تیغش گردنی دارم . ظهوری (از آنندراج ). گردنی داریم از موی میان باریکتر سر نمی پیچیم گر بر دار ما را میکشی . صائب (از آنندراج ). ثابت و سیار باشد حکم کش سیاره را گردن باریک دارد رشته پیش جوهری . میر الهی (از آنندراج ).