گردن بند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بَ) (اِ.) پیرایهای معمولاً از سنگها یا فلزهای قیمتی که آن را خانمها به گردن میآویزند، گلوبند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بَ) (اِ.) پیرایهای معمولاً از سنگها یا فلزهای قیمتی که آن را خانمها به گردن میآویزند، گلوبند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردن بند. [ گ َ دَ ب َ ] (اِ مرکب ) آنچه گردن را بندند. آنچه به دور گردن حلقه شود. غُل ّ. مِخْنَقَة. (منتهی الارب ). ◄ گلوبند. عِقد. نام زیوری . (آنندراج ). قِلادَة. (ترجمان القرآن ). وِشاح . (دهار). سِمط. لُعطَة. مِعنَقَه . طَوق . عِصمة یا عَصمة. (منتهی الارب ) : گفت من از هودج بیرون آمدم و به وضو ساختن مشغول شدم و باز به هودج شدم، دست به گردن بند کردم نیافتم . (قصص الانبیاء ص ٢٢٧).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی