گردن خم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردن خم کردن . [ گ َ دَ خ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از گردن انداختن . (آنندراج ). تواضع کردن . فروتنی : میتراود می گلگون ز رگ و ریشه ٔ ما پیش خم گردن خود خم نکند شیشه ٔ ما. صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردن خم کردن . [ گ َ دَ خ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از گردن انداختن . (آنندراج ). تواضع کردن . فروتنی : میتراود می گلگون ز رگ و ریشه ٔ ما پیش خم گردن خود خم نکند شیشه ٔ ما. صائب (از آنندراج ).