گردناکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردناکی . [ گ َ ] (حامص مرکب ) آلودگی به گرد. خاک آلودگی . غبره . (دهار). ◄ به رنگ خاک . خاکی رنگ بودن : مشتری در لونها دلالت دارد بر گردناکی و سپیدی آمیخته به زردی . (التفهیم ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردناکی . [ گ َ ] (حامص مرکب ) آلودگی به گرد. خاک آلودگی . غبره . (دهار). ◄ به رنگ خاک . خاکی رنگ بودن : مشتری در لونها دلالت دارد بر گردناکی و سپیدی آمیخته به زردی . (التفهیم ).