گردنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ دَ نِ) (اِ.) راه پُر پیچ و خم و سخت در بالای کوه.(~.) (اِ.) نک وردنه.مترادفها و واژههای مرتبطپز، بند، پژ، تپه، کتل، کوه، کوهراه، گریوه، گلوگاهواژه قبلی: گردنامهواژه بعدی: گردنکش