گردنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ دَ) (ص.)<BR>۱- دیوث، ابله، احمق.<BR>۲- بی اندام.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ دَ) (ص.) ۱- دیوث، ابله، احمق. ۲- بی اندام.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردنگ . [ گ َ دَ ] (ص ) دیوث . (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ) : غفلت اندر طاعت سلطان حق گردنکشی است گردن گردنگ آن را تیغ بایدیا طناب . سوزنی . ◄ ابله . (آنندراج ). احمق . (برهان ). ◄ بی اندام . (آنندراج ).