گردنی زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردنی زدن . [ گ َ دَ زَ دَ ] (مص مرکب ) نوعی ضرب دست که بر گردن زنند. (از آنندراج ) : پیش مرغان گر به آن قد سرو را نسبت کنند طوق قمری بشکند از بس زنندش گردنی . محمدقلی سلیم (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردنی زدن . [ گ َ دَ زَ دَ ] (مص مرکب ) نوعی ضرب دست که بر گردن زنند. (از آنندراج ) : پیش مرغان گر به آن قد سرو را نسبت کنند طوق قمری بشکند از بس زنندش گردنی . محمدقلی سلیم (از آنندراج ).