گرده بان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گِ دِ) [ معر. ] (ص مر.) نگاهبان، نگهبان، حارس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گِ دِ) [ معر. ] (ص مر.) نگاهبان، نگهبان، حارس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرده بان . [ گ ِدَ / دِ ] (ص مرکب ) نگهبان، چه گرده بمعنی نگاه هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ). جردبان معرب گرده بان است . (منتهی الارب ). ◄ بخیل . ممسک . لئیم .