گردهم آیی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گِ دِ هَ) (حامص.) کمیسیون، جلسه، همایش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گِ دِ هَ) (حامص.) کمیسیون، جلسه، همایش.
فرهنگ طیفی واژهدان
اجتماع، جماعت، تجمع میتینگ (متینگ)، تظاهرات، راهپیمایی اجلاسیه، اجلاس، کنوانسیون، همایش، سمینار، سمپوزیوم، کنفرانس، شورا جشن، جشنواره، فستیوال، کارناوال، روز مخصوص، نمایش باشکوه محفل، میهمانی نماز جماعت (جمعه)، نماز ائتلاف، انجمن، جماعت جاذبه متقابل، جاذبه تقارب