گرده
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گِ دِ) [ په. ] (ص مر.) ۱- هرچیز گرد و مدور مانند: نان. ۲- نوعی برنج.
(گُ دِ) (اِ.) ۱- شانه، دوش. ۲- کلیه. ؛بر ~ی کسی سوار شدن کنایه از: اراده و اختیار او را به دست گرفتن.
(گَ دِ) (اِمر.) ۱- طرح یا تصویری که از طرح یا تصویر دیگری کپیه کنند. ۲- پودر، گردی که زنان برای بزک مورد استفاده قرار میدادند.