گردون سوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردون سوار. [ گ َ س َ ] (ص مرکب ) مسافر در آسمانها. (ناظم الاطباء) : نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد که عیسی ازره افتادگی گردون سوار آمد. صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردون سوار. [ گ َ س َ ] (ص مرکب ) مسافر در آسمانها. (ناظم الاطباء) : نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد که عیسی ازره افتادگی گردون سوار آمد. صائب (از آنندراج ).