گردون گرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردون گرای . [ گ َ گ َ ] (نف مرکب ) پیچنده ٔ آسمان و کنایه از توانا و کسی که آسمان را مسخر کند. و صاحب آنندراج آرد: کنایه از طالب علو ترقی یا اینکه گردون به کام او گردد. (آنندراج ) : سر گردنان شاه گردون گرای ز پرگار موکب تهی کرد پای . نظامی . ◄ مردم خوشبخت . (ناظم الاطباء).