گردون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ) [ په. ] ۱- (ص فا.) هرچه دور خود بگردد. ۲- (اِ.) ارابه. ۳- آسمان، گنبد لاجوردی.مترادفها و واژههای مرتبطآسمان، چرخ، سپهر، عالم، فلکارابه، گردونهواژه قبلی: گردوغندواژه بعدی: گردونه