گردک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ دَ) ۱- (اِمصغ.) مصغر گرد به معنی خیمه کوچک. ۲- (اِ.) حجله عروس.واژه قبلی: گردپاواژه بعدی: گردکان