گرسنه بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گرسنگی کشیدن، کافی نبودن، دهانش آب افتادن، اشتها داشتن، پر اشتها بودن، ولع داشتن، جوع داشتن، خوردن تشنه بودن، عطش داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گرسنگی کشیدن، کافی نبودن، دهانش آب افتادن، اشتها داشتن، پر اشتها بودن، ولع داشتن، جوع داشتن، خوردن تشنه بودن، عطش داشتن