گرسنگی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ رُ نِ) (حامص.) حالت یا وضعیت گرسنه بودن.مترادفها و واژههای مرتبطجوع، غلا، قحطی، گشنگی، مجاعه ≠ اشباع، سیریواژه قبلی: گرسنه چشمواژه بعدی: گرشال