گرفتاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.)بیچارگی، درماندگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.)بیچارگی، درماندگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرفتاری . [ گ ِ رِ ] (حامص ) مؤاخذه : هر کو به شبی صدره عمرش نه همی خواهد بی شک به بر ایزد باشدش گرفتاری . منوچهری . ◄ ابتلاء. اسیری . بیچارگی . درماندگی : اگر به صید روی وحشی از تو نگریزد که در کمند تو راحت بود گرفتاری . سعدی .
مترادف و متضاد واژهدان
ابتلا اسارت، حبس، قید تعب، تنگنا، دردسر، سختی، گیر، مخمصه اشتغال، مشغولیت رنج، مصیبت دلباختگی، دلدادگی، عاشقی (متضاد: آزادی، رهایی)