گرفتار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ رِ) [ په. ] (ص مف.) ۱- اسیر، مبتلا. ۲- عاشق، دلباخته.مترادفها و واژههای مرتبطاسیر، بازداشت، دربند، محبوسدامنگیر، دچار، دستخوش، مبتلاپرمشغله، غرق، مشغولواژه قبلی: گرفتواژه بعدی: گرفتار آمدن