گرفته شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرفته شدن . [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) اسیر شدن : بجنگ ار گرفته شود نوش زاد بدو زین سخنها مکن هیچ یاد. فردوسی . - گرفته شدن آواز ؛ غلیظ شدن آواز، نیکو برنیامدن صدا : آواز او [ خداوند علت جذام ] درشت و گرفته شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).