گرمابه بان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرمابه بان . [ گ َ ب َ / ب ِ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) حمامی . آنکه گرمابه را اداره کند.گرمابه دار. حمامچی : چون از در دررفتیم گرمابه بان و هر که آنجا بودند همه بر پای خاستند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو). رجوع به گرمابان و گرماوان شود.