گرماگرم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. گَ) (ق.) ۱- بحبوحه. ۲- در حال گرمی.مترادفها و واژههای مرتبطاوج، بحبوحهواژه قبلی: گرماسنجواژه بعدی: گرمایش