گرنام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرنام . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جرگلان بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد، واقع در ٦٧ هزارگزی شمال باختری مانه، هوای آن گرم، دارای ١٧٦ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات بنشن و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
گرنام . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهریاری بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری، واقع در ٢٦٠٠٠گزی جنوب خاوری بهشهر و ٢٠٠٠گزی جنوب رودخانه ٔ نکا. هوای آن معتدل، دارای ٤٥٠تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات، ارزن . شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان، شال و کرباس بافی است . راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص ١٦٠ شود.